اسرار ...جعبه سیاه...!!!!!!!

...یا......((هر چی دل تنگم بخواد می گم))...................


از آنجایی که ما سعی بر آن داریم تا این وب تند تند آپ بشه،

ولی بعضی انرژی ها این اجازه رو به ما نمیدن تا اهالی نت رو ذوق زده بفرماییم همی!

ولی بدانید و آگاه باشید که اینجانب هفته ای یکبار شاید هم دو هفته یکبار بلککم ماهی یکبار

حتما به این جعبه سیاه رنگ سر می زنیم.

در نتیجه کامنت های گوگولی مگولی رو هم می خوانیم،

در ضمن این پست ثابت می باشد و برای گذاشتن کامنت به پست بعد مراجعه فرمایید

+....آخرین تاریخ بازدید کامنت های عزیز ....> 1391/07/10..........

+ داد زده شده در سه شنبه 29 اسفند1391ساعت 0 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی


درود بر اهالی نت و بیشتر از همه طرفدارای خیلی زیاد این جانب !

می دانیم الان که داریم آپ می کنیم برایمان در بلاگفا دارند گوسفندی ، فیلی ، دایناسور گوشتخواری چیزی آماده می کنند برای سر بریدن ؛ ولی از همین جا اعلام می کنیم زیاد خودتون رو اذیت نکنید ، زین پس سعی می کنیم بیشتر آپ کنیم البته اگه کلاسا و درسا اجازه بدن .

به به ، به به ماه خیلی خیلی زیبای مهر هم که اومد (چون ما با تولد خویش این ماه رو مزین فرمودیم ، می گوییم ماه خیلی زیبا )

و همراه خودش روزای خیلی خوب زجرکش کردن معلم ها و اساتید محترم و دق مرگ کردن ناظم رو آورد.

ههییییی یادش بخیر چه آتیشی می سوزوندیم و از اونجایی که کسی جرات نداشت به شخص شخیص ما حرفی بزنه خیلی خوش می گذراندیم همی ...

الانم که دانشگاه ما تو یکی از اتوبان های وحشتناک این پایتخت قرار داره، صحنه های بسی زیبایی رو ملاحظه می فرماییم. مثلا یه بار طی یک تصادف محیرالعقول یه کامیون از باند اون ور اتوبان زحمت کشیده بودن اومده بودن باند مخالف و یه ماشین رو ناک اوت کرده بودن و ناغافل رفته بودن تو تیر برق ! بعضی از این ماشینا فکر می کنن اگه مردم رو زیر بگیرن یا یه ماشین دیگه ای رو بزنن 300 امتیاز می گیرن میرن مرحله بعد !!!

بعد از هر تصادف هم اصولا صحنه های جالبی رقم می خوره ، مثلا طرف ماشینش رو اونور پارک می کنه میاد اینور یه پاکت تخمه ژاپنی هم دستش می گیره میاد تماشا! خوب اگه این صحنه ها رو دوست داری برو سریال کبری 11 رو ببین تازه اون توش تام و سمیر داره ولی اینجا که نداره .

قسمت وحشتناک اینجاست که میان بالای سر مجروح فیلم می گیرن !

خوب دیگه از اونجایی که این پست خیلی طولانی شد دیگه چیزی نمی گیم . البته خودمان میدونیم که چون خیلی شیرین زبانیم هیچ کس نمیگه بسه ولی خب شکست نفسی فرموده خودمان به خودمان می گوییم بسه....نه به جان خودمان اصرار هم کنین فایده نداره دیگه حرفی نمیزنیم....دیگه اصرار نکنید....بله؟ نمیشه؟ باید حرف بزنیم؟ ای بابا.... خیله خب پس حرف میزنیم. تا دفعه بعد که لطف می فرماییم آپ می کنیم خداحافظ......

+پ.ن : فاطمه پارازیتی جونم قبولیت رو تو رشته مورد علاقت تبریک می گم ، خوشحالم که میخوای همکارم بشی ......

+ داد زده شده در شنبه 3 مهر1389ساعت 12 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


اول خداحافظ یا همون سلام پارازیتی خودمون

دوم اینکه می بینیم تو این مدت کمی!!!(۳ماه نا قابل) که ما نبودیم کلی اتفاقات رنگارنگ افتاده همی...

از راه افتادن یه وبلاگ محترم برای پارازیت جونمون با تلاش جناب استاد IQ و فاطمه و پیاز جون که آخر

نفهمیدیم شبگرده یا وبگرد گرفته تا عید و سیزده بدر .....

تا یادم نرفته ثبت جهانی نوروز و سال جدید رو با جرقه های بسی زیاد به همه تبریک می گوییم ( عجب فعلی شد )

سوم هم اینکه اینجانب برای عید پستی رو آماده کرده بودیم که به دلیل بعضی اتفاقات ریز و درشت که

صد البته درشتاش بیشتر بود نتونستیم تو وب بذاریم و اکنون اقدام کردیم ، فی الواقع دلمان برای

خودمان کباب شد !

گفتیم امسال چیکار کنیم چیکار نکنیم ، رفتیم سراغ شاعرهای محترم مملکت .

سری به ایمیلهای عزیز دل زدیم دیدیم بله چه خبره . سنایی ایمیل زده  بود :

تا زمستان بسی نیاساید ................ در بهاران جهان نیاراید

و از اونجایی که ما میونه خیلی خوبی با شعر داریم !!! کاملا معنی این شعر رو درک فرمودیم...

همان لحظه messenger رو باز فرمودیم و دیدیم مسعود جان ، همان سعد شاعر هم آنلاین است !

فی الچت فرمود : در سفر باغ و بوستان و بهار.........منزل و جای و رهگذار تو باد

و بعد اینتری زد که به وب سعدی جان هم سری بزن که آپ فرموده .

ما هم افتخار دادیم و سر زدیم و کامنتی گذاشتیم ....

بعد از گشتی در نت گفتیم بریم که برای خرید پایان سال دیر شد ....

ما که مثل بعضی ها نمی تونیم سریع بپریم  سر کوچه و یه ماهی قرمز بخریم و بندازیم تو تنگ !

ما از همون قدیم ندیما عادت کردیم بچه دایناسور قرمز بندازیم تو کیسه فریزر

تو این دوره زمونه هم که میدونید دایناسور ها چارچشمی مواظب بچه هاشونن !

پس این دفعه رو بیخیال شدیم که نه تخم اورانگوتان گیرمون اومد ،

نه فرصتی برای شکار کرگدن دست داد و نه تونستیم از شکارمون یه دست لباس پشمی

برای عید تهیه کنیم و نه حتی وقتی پیش اومد که بتونیم دوده های غارمون رو پاک کنیم و

سر نیزه های شکارمون رو تیز کنیم !!!

 


+ دروغ سیزده : مردان آهنین امسال به دور از هر گونه دعوا و نامردی و پارتی بازی برگزار شد !!!

+پ.ن :قابل توجه بچه های پارازیتی تو وب پارازیت گفتم اینجا هم می گم . من قسمت آخر پارازیت رو روی کاست دارم ، هر کی میخواد تو قسمت نظرات بگه تا ببینم چطوری بهش برسونم .

+ داد زده شده در یکشنبه 15 فروردین1389ساعت 12 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


سلام. خوب؟ که نیستیم.....یعنی هستیم.....

یعنی چرا نباشیم؟.....کی هذیون میگه؟ چرا بهتون میزنی؟

اصلا ولش کن ، وقتی آدم از دست امتحانا حالش خوب نیست چه اصراریه که حرف بزنه .

میره عین آدم پستشو میذاره تا شاید با نظرات گوگوریش حالش خوب بشه .

بعد عمری اومدیم آپ کنیم ، گفتیم مناسبتی هم داشته باشه.

اگه گفتین الان تو چه فصلیه ؟(میدونم زمستونه منظورم اون یکی لحاظش بود بابا ! )

آفرین فصل شیرین امتحانا.

اول یه نصیحت ( فی الواقع خویشتن رو شبیه افلاطون جنگل زاده ثانی می بینیم ):

اگه سوالی رو یه بار خوندید و متوجه نشدید اصلا به گلوکزهای محترم فشاری وارد نکنید

تا اونا رو برای فهمیدن مطلب بسوزونید.

به نظرتون اگه استفاده مفیدناکتری همچون گول زدن استاد برای گرفتن نمره

از اونا بکنید بهتر نیست همی ؟

و حالا یک عدد خاطره بسی جالب از یه سیاهی مجهول الهویه آوردیم تا درس عبرتی شود برای همگان :

زمانی که میخواستیم برویم درس شیرین تاریخ ادبیات ایران رو امتحان بدیم . ما همان شب امتحان تازه فهمیدیم که این کتاب چقدر کتاب شیرینیه و برای اولین و آخرین بار آرزو کردیم کاش به جای ایرانی بودن اهل بورکینافاسو بودیم چون حتما در تاریخ ادبیات اونا یه دهم اسم هایی که تو تاریخ ادبیات ما وجود داره و باید از طرف دانشجویانی مثل بنده حفظ شوند وجود نداره ، اما خوب نشد که بورکینافاسویی بشیم. این شد که تا صبح به صورت روخوانی شروع کردیم کتاب رو خوندن اما جاتون خالی صبح شد و کتاب تمام نشد. دم رفتن مادر محترم که از ریخت و روزمون فهمیده بود احتمالا قراره گل فشانی ها تو جلسه امتحان کنیم ، از ما پرسید خوب درس خوندی؟ ما هم سرمان رو گرفتیم بالا و سوت زنان گفتیم بله! بعد مادرمان پرسید حالا که خوب درس خوندی بگو ببینم شاهنامه رو کی سروده ؟ ما هم دوباره با کمال اطمینان گفتیم خواجه حافظ رودکی! ( البته مزاح فرمودیم، میخواستیم از پیش مادر جانمان رو آماده کنیم که این درس رو  با اجازشون سقوط می فرماییم، اما سر امتحان واقعا به این نتیجه رسیدیم که چندان هم مزاح نفرموده بودیم....)

پ.ن : ما هم اکنون در پی کشف هویت نویسنده این خاطره هستیم.......

+ داد زده شده در چهارشنبه 23 دی1388ساعت 14 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


سلام

می بینیم تو این مدت که اینجانب در مرغزار بلاگفا تشریف نداشتیم

دل همگان برایمان شده اینقدر (دیدی؟ ایناها اینقدر )

حالا با یه سوال فلسفی آمدیم ، اگه تونستین ،جواب بدین.....

( همچنان خبیثانه می خندیم همی! )

فک کن تو طبقه ششم یه آپارتمان زندگی می کنی

که حمل بار با آسانسور ممنوعه ،

مدیر آپارتمان هم که تو واحد دوم زندگی می کنه از حیوون متنفره ،

بعد یه روز یه کرگدن گوگوری مگوری خوشگل

 خریدی داری با آسانسور می بری بالا ( طبقه ششم ) ،

ییهو دره آسانسور تو طبقه دوم قرچ باز

 میشه و مدیر آپارتمان تو رو با اون کرگدن گوگوری می بینه .

حالا یه معادله دو مجهولی درست میشه

 یه طرف تو و کرگدن ، یه طرف هم ابن آقای مدیرچیکار می کنی ؟

................................!!!

+ داد زده شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 12 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


یه اطلاعیه بسی مهم :

متاسفانه طی یه اتفاق هولناکانه و ناراحت کنندگانه ( چی گفتیم !!! ) تمام لینکای وبمان پاک شد .

فی الواقع دلمان می خواد سرمان رو بکوبیم به دیوار !

از تمام بروبچ حلقه وب رادیو جوان و رادیو تهران و بروبچ غیر از حلقه وب به خصوص سروش و IQ

و فاطمه دهداران و نون الف و شازده کوچولو و...... میخوایم که دوباره آدرس وباشونو برایمان بذارن .

ما را با این کارتون بسی شعفناک کنید ............

+ داد زده شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 16 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


مدتیه که مخ اینجانب به طرز وحشتناکی هنگیدن فرموده

از بس به بعضی سوالات اولیه و ثانویه ی طبیعت تفکر فرمودیم .

دیدین بعضی وقتا آدم به مفاهیم اولیه فکر میکنه و در صورت پیدا نکردن جواب

از فرط عصبانیت دوست داره خودشو به چهار قسمت مساوی تقسیم کنه ؟

یکی از این مفاهیم اولیه اسم کدو تنبله . عمق فاجعه رو دارین .

فی الواقع در این فکر هستیم که چرا به جای کدو تپل یا کدو دوپینگی میگن کدو تنبل ؟

اصلانا چه جوری زمانای خیلی بسی دور تونستن برای هر چیز یه اسم بذارن ؟

( هم اکنون گلبول های قرمز بد جوری دور مغزمان کنفرانس گرفتن )

ما کل الیوم منتظر نظراتتون هستیم ...............

+ داد زده شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 18 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


aidin

سلام . اين پست برخلاف فضاي وبلاگ و پستهاي قبل طنز نيست .

 امروز سالگرد يكي از قهرمانان و جوان رعناي بسكتبال ايرانه .

پارسال تو چنين روزي ساعت 4 صبح فوت آيدين نيكخواه بهرامي شوك بزرگي به جامعه ورزش ايران وارد كرد .

دست روزگار عجب گلچيني داره هميشه گلاي قشنگ رو ميچينه .

حالا هم يكي از اين گلاي قشنگ رو چيد و با خودش برد.

آيدين گلي خوشبو بود . پرتابهاي سه امتيازيش كابوس حريفا شده بود .

اما حالا تو تابوت مرگ آروم خوابيده و پروازش ستودني و به ياد موندنيس .

 روحش شاد و و يادش هميشه موندگار .............

+ داد زده شده در شنبه 7 دی1387ساعت 1 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


خداحافظ به همه شما دوستاي خوب و گل و بلبل و عزيز و مهربونو و...........

از اين همه لطفي كه تو اين 2 ماه به اين جانب داشتيد بسيار بسيار شعف ناكيم .

اميدواريم در اين امر خطير قبول شيم و بتونيم با مدرك مهندسي كه به اينجانب نايل ميشه يه هتل چند

 تا ستاره دار بسازيم و همه شما عزيزان رو به مدت يه رب به صرف چايي دعوت كنيم البته به خرج

 خودتون (ميبينيد چقدر دست و دل بازيم!!!)

به هر حال ما آمديم تا دوباره همگان را ذوق زده كنيم .

در ضمن عيد قربان و عيد غدير و يلدا رو همشونو يهويي بهتون تبريك ميگيم .

فقط يه نصيحت ميكنيم كه امشب زياد تنقلات و پشمك و اجيل و تخمه و .......(دهنمان اب افتاد ) تناول

نفرماييد تا در اين وقت امتحاني گلبول هاي قرمز به جاي تجمع دور مغز دور معده هاتون كنفرانس

بگيرن.................

+ داد زده شده در شنبه 30 آذر1387ساعت 11 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


                  خداحافظ (همون سلام خودمون)...

هاواريوتون چطوره ؟ خوبين ؟ خوشين ؟ سلامتين ؟ دماغاتون چاقه ؟ (نكنه يه وقت عمل كنيد هااااااااا

آفرين ) . في الواقع كه ما در حال نوشتن اين پست هستيم يك چشممان به صفحه مانيتور و چشم

 ديگرمان به جزوات محترم منگنه شده .(امان از اين كنكور و جزواتش )

فقط آمديم بگوييم تا اواخر آذر ماه ما پستي نمي گذاريم و وبلاگمان در اين مرغزار بلاگفا تا اطلاع ثانوي

آپ نمي شه .

چرا ؟ خوب معلومه در همان اواخر آذر ماه ما كنكور بسي خيلي زياد مهمي داريم تا ببينيم دوباره ما رو در

 اين مراكز مهم آموزشي و تربيتي (همون دانشگاه ) راه ميدن يا نه .

البته ما از رو نمي ريم و مثل يه تمبر پستي به اين امر مهم و خطير چسبيده ايم . به هر حال ميدانيم كه

 الان شما بسيار بسيار ناراحت و غمگين و دپسرده و... شديد .

ما هم از بودن با شما خوشحال،خندان و شاديم ولي چه كنيم . پس فعلا سلام ...........(تا بهمن 87 )

 

پ.ن 1: اين دليل نميشه كه برايمان كامنت ، مامنت نذاريناااااااااا چون ما هي هي سر مي زنيم .

پ.ن 2: ما منتظر دعاهاي شما براي احتمال قبولي هر چه بيشتر در كنكور هستيم . پس دست شما

مرسي .........

+ داد زده شده در شنبه 11 آبان1387ساعت 14 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


در دوران مدرسه ما خيلي شر و شور بوديم و تمام معلم هايمان به يك صدا معتقد بودند كه ما بايد

 پسر مي شديم ولي در بين همه اين معلم هاي زحمت كش معلم سال چهارم دبستان خيلي

بسي زياد !!! به اين قضيه ايمان داشت تا جايي كه هر كاري مي كرديم به ما كه قيافه خيلي مظلومي

داشتيم (!!!) چپ چپ نگاه مي كرد . ولي از حق نگذريم اينجانب هم خيلي ايشون رو اذيت مي كرديم .

يكبار سر درس اجتماعي كه بخش خيلي مهمي هم بود اين معلم ارجمند تمر كز كافي نداشت ( به

چرايش واقف نيستيم ولي همش حواسش پرت مي شد ) ما هم سوء استفاده مي كرديم و در جامدادي

 خويشتن رو هي هي باز و بسته مي كرديم و صدا در مي آورديم تا جايي كه اين معلم بسي محترم

ديگر طاقتش طاق شد و جامدادي رو از ما گرفت و منتظر بود مثل بچه هاي ديگه التماس كنيم كه

جامدادي رو پس بده . ولي ما همچنان صاف صاف تو چشماي زيبايش نگاه مي كرديم و چيزي نمي

گفتيم . قيافه ديدني اي پيدا كرد و بعد از چند لحظه از فرط عصبانيت سر ما داد كشيد كه تا مادرت نياد

پس نميدم . ما هم گفتيم خوب مياد ...

بعد از اينكه زنگ خونه خورد ما هم مادر خويشتن رو به نظر اين معلم پريشان حال رسانديم ( صحنه

خيلي ديدني اي بود ) و اين خانم فقط يك كلمه رو تكار مي كرد اينكه :

آخه خانم چرا اين بچه پسر نشده ؟؟؟!!!

+ داد زده شده در دوشنبه 15 مهر1387ساعت 13 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


تولد ، تولد ، تولدش مبارک .

        

می بینیم که جناب برنامه توپ سه ساله شده و ما فرت و فرت جرقه می زنیم . البته بدون حضور شخص

 شخیص اشکان صادقی که همیشه برنامه رو مثل مسئولین ورزش ما با عععشششققق اداره می کنه

( حالا مگه چی میشه یه سالم علی ضیاء تولد این برنامه رو بگیره ) .

به هر حال ما و تمام بچه های حلقه وب رادیو جوان از تمام بروبچ توپ و توپ نویسان متشکریم و همین

جا اعلام میداریم که تمام آیتم ها از جمله : دوبیتوپ سرایان ، گزارشات حامد مرادیان (که همیشه به

 موقع و زنده پخش میشه ! )، انجمن جمعی از هواداران ( که همیشه همه مسئولین رو با نارنجک توجیه

 می کنند . ) و عکس ورزشی هفته که ما رو کاملا با عکاسی در رادیو آشنا می کنه و تصاویر زیبایی رو

به گوشمون نشون میده ! رو خیلی خیلی دوست میداریم و از همین جا به همه توپی ها به خصوص سر

دبیر محترم شکوفه موسوی ، مهدی استاد احمد ، اشکان صادقی و حامد مرادیان می گیم که : تو این

 سه سال خیلی زحمت کشیدید و وری وری دست شما مرسی !!!

     

فقط این وسط یه چیز باقی می مونه این که : پس کیک ما کو ؟ ها ، چی ؟ کادومون کو ؟ خب میاریم .

 اول کیک بعد کادو . کیکو گذاشتین جلومون اونوقت نمیدین بخوریم .

باشه ، اصلا می دونین چیه ؟ ما فی الواقع در رژیم به سر می بریم ( یاه ، یاه ، یاه )

                                         

+ داد زده شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 18 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


۷-حتما به دانشگاه بروید: این که کجا و چه رشته ای اصلا اهمیت ندارد مهم این است که شما دانشجو باشید اگر رشته تان صنایه ارد و سبوس است به همه بگویید مهندسی تغذیه می خوانید.اگر آبیاری درختان دریایی است بگویید مهندسی هیدرو کالچر می خوانم.اگر جمع آوری فضله های مرغ های باستانی است بگویید مرمت آثار باستانی می خوانم اگر کشت خیارشور در کویر لوت است بگویید مهندسی احیای بیابان می خوانم و... مهم نیست که آبروی این رشته های محترم را ببرید به خودتان و کلاستان فکر کنید.

۸-مدام از خاطرلتتان تعریف کنید: سعی کنید همیشه از خاطرات سفرهای خارجی تان تعریف کنید این که آدم بیاید مدام خاطرتان دوستان و فامیلش را که خاج رفته اند تعریف کند دیگر خیلی قدیمی شده است.شاید بگویید من سفر خارجی نرفته ام! ما به شما می گوییم اتفاقا این بی اهمیت ترین قسمت ماجراست کافی است سری به چند سایت اینترنتی بزنید یا اگر سخت تان است ای صحبت های یکی از اقوام که مثلا نپال و سری لانکا و افغانستان و ... رفته است بنشینید و خاطراتش را حفظ کنید.توی هر جمع آن خاطره ها را از زبان خودتان تعریف کنید.همین!

۹- یانگوم! به همه بگویید اصلا تلویزیون نگاه نمی کنید اگر کسی حال یانگوم و بانو هن را از شما پرسید به روی خودتان نیاورید و وانمود کنید تا به حال در مورد آنها چیزی نشنیده اید.مدام در مورد شبکه های ماهواره ای حرف بزنید.

۱۰-رژیم غذایی بگیرید: البته که کار سختی است ولی اصلا خودتان را ناراحت نکنید!قرار نیست شما رژیم بگیرید مهم نیست توی خانه خودتان ته دیگ را با دیگ می خورید یا روزی سه کیلو شیرینی تر را می گذارید لای بربری و می خورید مهم این است که توی مهمانی ها جلوی آن شکم کار خورده را بگیرید.

۱۱-ورزش کنید: می گویید کی حالشو داره بابا؟؟! برای آنکه دختر روز باشید باید ورزش کنید حالا لازم نیست بروید صخره نوردی یا قایق رانی در رودهای خروشان ! سعی کنید توی جمع بگویید ورزشکار هستید البته یادتان باشد که رشته ورزشی را بگویید که امکاناتش در دست نباشد.مثلا بگویید قهرمان پرش با نیزه هستید یا عضو تیم کانوپولوی بانوان هستید! ملت از کجا نیزه و قایق و تشک پارو می آورند؟ولی اگر بگویید والیبالیستم یا بدمینتون بازم در ایکی ثانیه دویست نفر برای ضایع کردن شما از توی جورابشان توپ والیبال و راکت بدمینتون در می آورند.

از این که با ما همسفر بودید خوشحالیم.لطفا کفشهای خودتان را در نیاورید !( آگهی بازرگانی بود!!)

از اینکه با خواندن نوشته ما توانستید با کلاس شوید خوشحالیم فقط یادتان باشد پیش هرکسی از این اداها در نیاورید چوا الان همه این کاره هستند.در استفاده از توصیه های ایمنی دقت فرمائید.

+ داد زده شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 14 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


۲- دانش خود را بالا ببرید:برای این کار توی هر جمعی همه از دانش و اطلاعات شما تعجب کنند از روشهای زیر استفاده کنید :

اسم و فامیل و شماره کفش تمام فوتبالیست ها ( نخ سوزن دیوید بکهام) را حفظ کنید.

در مورد بازیگران هالیوود ( براد پیت و بانو)و همین طور بالیوود هر چه اطلاعات می توانید جمع کنید.

از ده تا یک را سر و ته بشماری.

شعر انار صد دانه یاقوت دسته یه دسته را حفظ کنید.

کتابهای هری پاتر را بخوانید( اگر حوصله نداشتید می توانید قرص آن را بخورید یا آمپول آن را بزنید)

از پشت کامیون ها چند تا شعر سوزناک یاد بگیرید و توی هر جمعی بخوانید.

توجه داشته باشید که هر چه کتاب علمی کمتر بخوانید بیشتر مورد توجه قرار می گیرید.

۳-آشپزی یاد نگیرید: جوری وانمود کنید که انگار جد اندر جد برای تان از رستوران غذا می آورند به همه بگویید به بوی پیاز آلرژی دارید اگر توی خانه مجبورتان کردند غذا درست کنید کافی است به جای نمک توی غذا مقداری تاید بریزید اثر آن فوری قطعی و تضمینی است ! اسم چند غذای عجیب و غریب را هم حفظ کنید مثل بیف استراگانوف میشل.سوپ زیکوفلینفسکی.شنیتسل فیلیپوچوچو و...

۴- ازدواج نکنید:هر کس به شما پیشنهاد ازدواج داد او را سر کار بگذارید.سینی چای را روی خواستگارتان بریزید و به همه بگویید که حالتان از ازدواج به هم می خورد و توی زندگی تان آنقدر خوشبختید که نمی خواهید وجود یک مرد با جورابهای بو گندویش را تحمل کنید.

۵- همیشه خود را غمگین نشان دهید:این کار باعث می شود همه به شما توجه کنند بهتر است کمی هم فلسفه یا بگیرید و به همه بگویید دچار یاس فلسفی شده اید!! اما چون فلسفه سخت است و شما هم قبلا مغزتان را با دانش روز پر کرده اید بهتر است بروید سراغ کتابهای روشنفکری.مهم نیست که از آن چیزی می فهمید یا نه؟همین که بگویید من آن آثار را خوانده ام خودش کار صد تا کتاب را می کند.

۶- در پوشیدن لباس نهایت سلیقه را به خرج دهید:گرچه خود شما در این کار استاد هستید اما برای دستیابی به قله های رفیع کلاس بالا بودن بهتر است نکات زیر را رعایت کنید:

لباس های خواهر دو ساله تان را بپوشید.

به مانتوی تان یک میمون یا حداقل یک خرگوش آویزان کنید( اگر زنده باشد چه بهتر!!)

به جای روسری و شال روی سرتان جوراب رنگی بکشید(اگر جوگیر شدید و دست به سرقت مسلحانه از بانک زدید ما مسولیتی به عهده نمی گیریم!)

کفش پاشنه بلند بپوشید.بهتر است برای پوشیدن این کفش ها از مغازه یک نردبان بگیرید.

بقیه این مطلب تو پست بعد.............

+ داد زده شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت 15 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


اگر می خواهید دختر آپ تو دیتی باشید ! اگر می خواهید هر کسی شما را دید دچار برق گرفتگی شود!

 اگر می خواهید با راه رفتن شما در خیابان یک اکیپ پرستار مجرب و یک آمبولانس از پشت سر شما

حرکت کند تا مقتولین شما را جمع کند!اگر می خواهید کارتان به جایی رسد که هر کس شما را دید

بگوید بابا تو دیگه کی هستی دست الیاس(ببخشید ! شیطونو) بستی ! اگر می خواهید دختر مد روز

 باشید و بدانید آخرین ملاکهای دختر با کلاس چیستاین نوشته را بخوانید !! اما پیش از آنکه این مطلب را

 بخوانید باید گفت که این مطلب در ارتباط با خانم هایی است که که دوست دارند از الگوهای غربی تقلید

 کنند وهستند در بین همین افرادی که اصلا نمی دانند چگونه تقلید کنند یا آنقدر در تقلید افراط می کنند

 که حتی در غرب هم نمی توان به چنین موردی برخورد کرد...

به هر حال آنچه را می خوانید زیاد جدی نگیرید ...

اگر هم جدی گرفتید بخندید تا فراموش کنید...

کپی شده از یکی از وبلاگا (به خاطر مبارکمان نمی آد کدوم )

بقیشو تو ادامه مطلب بخوانید.......................


ادامه مطلب

+ داد زده شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 18 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


نظرتون در مورد این کاریکاتور ناراحت کننده چیه؟

ما فی الواقع منتظر نظراتون می مانیم هی ، هی................

jabe 30ah

+ داد زده شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت 18 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


می بینیم که تابستان شده و مسئله اوقات فراغت و اینا ...

ما در این پست قصد داریم به شما بگوییم که چطور این اوقات زیبا رو به خوبی بگذرونید .

اول از همه برای آشنایی با اصول ابتدایی بکس و کاراته و تکواندو به ایستگاههای متروی امام خمینی و

صادقیه و بقیه ایستگاههای شلوغ مراجعه کنین تا بعد از گذشت زمانی نه چندان زیاد کمربند سیاه و یا

شاید دانهای متعددی هم بگیرین . و همچنین در موقع سوار شدن به اتوبوس هایی که شهرداری زحمت

 کشیده و دستشون درد نکنه با نام BRT در سطح شهر راه اندازی کردن با چند فن ووشو آشنا بشید .

البته اینجانب از این راه با کلی ورزشهای دیگری هم آشنا شده ایم مثل .......... و ........... (به دلیل

مسایل امنیتی نمی توانیم نام ببریم !!! )

می بینید که شهرداری چقدر به فکر اوقات فراغت جوانان جامعه و بلکمم سالمندان محترم ، برای اینکه

 کمی ورزش کنند هستن !!! ما فی الواقع به یاد مبارزات ۷ صبح در مترو افتاده ایم و داریم یاه،یاه می

 خندیم و امیدواریم شما هم در کنار پر شدن اوقات فراغتتان در این مکان های عمومی خاطرات خوشی

 رو برای دیگران به جای بذارید.................. 

 

+ داد زده شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 17 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


از تمام افرادی که پست قبل رو خواندند و نظر دادند و یا خواندند و نظر نداده رفتند کمال تشکر رو داریم و

فرت و فرت جرقه می زنیم و اعلام میداریم که این جملات قصار از کسی نبود جز (جناب وودی آلن )

 بازیگر و کارگردان محترم هالیوودی................

+ داد زده شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 17 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


اگه گفتین این جملات از کیه ؟؟؟؟؟؟؟

مهم نیست مرگ کی و کجا سراغ من بیاد مهم اینه که وقتی میاد من اونجا نباشم!!!!!!

دوست ندارم در قلب مردم زندگی کنم ترجیح میدم تو آپارتمان خودم باشم!!!!!!

ما منتظر جواب شما هستیم همی.....................

+ داد زده شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت 14 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


همگی خداحافظ  !!!!!!

ما هم اکنون در دوران نقاهت بعد از کنکور به سر می بریم و مخمان هنگیدن فرموده و نمی توانیم چیزی

 جز کنکور بنویسیم..............

اول از عزیز دلمان ریاضی می گوییم که قربانش نروم عجب سخت گرفته بودن ( حتی کمک های روح

 فیثاغورس هم کارساز نبود ). وقتی نگاهمان با نگاهش برخورد کرد به یاد چرت زدن در کلاس های

ریاضی دانشگاه افتادیم و هی هی به خودمان می گفتیم ( خودمان کردیم که ... ببوووققق... بر خودمان

باد ). آخه ما با چه زبانی بگوییم که از ایشون خوشمان نمی آید . آخه به ما چه که انتگرال یک تابع 

چند می شه ؟

.

.

حالا نوبت به کیک و ساندیس معروف کنکور می رسه . از آنجایی که داوطلبان کارشناسی خیلی خیلی

جدی گرفته میشن!!! ما حتی رنگ این خوراکی های خوشمزه را هم ندیدیم . امسال مسئولان محترم

 سنت شکنی کردن و هیچی ندادن . دستشون درد نکنه!!!!!!!!!!!

اااااااااایییییییی  خخخخخخددددددددددااااااااااااااا ..................

دیگر حال نوشتن نداریم و می رویم تا این دوران نقاهت را خوش بگذرانیم

آآآآآآآآآآآآ ممممممممممممممااااااااااااااااااااااااااااا بر می گردیم

پس سلام !!!!!!!!!!!

+ داد زده شده در شنبه 22 تیر1387ساعت 13 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


 

ما همین الان اعتراف می فرماییم که: دلمان برای آقا سعید از نوع پور محمودیش (صدا قشنگ

 رادیو جوان) خیلی تنگ شده . الان ۲ هفته نیست و رضا آفتابی و اشکان صادقی رو جای

 خودش می فرسته. آخه پارازیت و خط قرمز بدون ایشون معنا نداره که........

ما می رویم تا از وبلاگ ایشون یه کم صدا بشنویم اگه خواستین همراهمون بیاین :

                          http://www.royayeseda.persianblog.ir/

+ داد زده شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 17 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


اگه به من بگن ۸۰ روز دور دنیا بگرد

من ۸۰ روز دور مادرم می گردم

چون مادرم دنیای منه

....دوست دارم مادر....

jabe30ah

+ داد زده شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 15 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


ای داد ، ای بیداد ، آخه ما چه کنیم با این روزنامه ها و سیما و صدا و ........

آخه یکی نیست به این جماعت بگه : آخه یکی با شما این رفتار رو داشت خوشتون می اومد؟ خودتون

 قضاوت کنید ، چیه؟ چرا این طوری نیگا می کنین؟ آها هنوز نگفتم چی شده؟ خوب زود تر بگین !

این تیم محترم صبا باطری (بسکتبال) قهرمان آسیا شده اونوقت توی صفحات ورزشی روزنامه ها به

خصوص همون که توش جام داره با یه جم ، یک کلمه ننوشتن . آخه ما چه گناهی فرمودیم که به رشته

 شخیص بسکتبال گرویدیم؟ (فعل رو داشتین) حالا اون به کنار این شبکه ۱+۲ که ادعای ورزشی بودن  

می کنه لااقل یه ثانیه از مراسم رو نشون می داد نه اینکه ۵ ثانیه برگشت این تیم بزرگ رو توی فرودگاه .

 حالا اگه تیم فوتبال دوقوز آباد سفلی توی دهشون بازی داشت از لحظه بیدار شدن بازیکنان از خواب تا

 آخر بازی رو نشون می داد ولی تیم به این بزرگی نادیده گرفته شد . آخه یعنی چی؟ این دیگه چه

جورشه؟ تا کی؟

ما فی الواقع  فشار خونمان به ۲۶۰۰ درجه  (درجه ذوب آهک!) رسیده همی!

حالا قضاوت کنید...........................................

+ داد زده شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 15 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


 

ما اصولا به اظهار نظر خيلي علاقه داريم . وقتي نظرات رو خوانديم فرت و فرت ذوق فرموديم  !!!!!!!!!!!!!!
.
.
و از همه ممنونيم..........................

                    ........................                     .............................

....................................................................................................!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ داد زده شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 11 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


ما هم اكنون دوباره لطف فرموديم و يك وبلاگ در مورد اين دنياي پيچيده ساختيم

پس ببينيد و لذت ببريد........................................

http://jabe30ah-comp.blogfa.com/

+ داد زده شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 12 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


ووواااييي كه هر چي مي كشيم از دست اين جناب فيثاغورس و كشفش مي كشيم . آخه يكي

نيست بهش بگه تو كه مرتاض بودي و دوست داشتي هميشه تو عذاب باشي ديگه چيكار با نسل هاي

آينده و به خصوص شخص شخيص بنده داشتي ؟ تو مدرسه كه هميشه بايد غصه رياضي مي خورديم تو

دانشگاه هم كه ديگه نگو چند تا چند تا رياضي به خورد اينجانب مي دادند كه مثلا اصل رشته معماري

رياضي است . خدا رو شكر رياضي ها رو همان اول با كلي تلاش پاس فرموديم و حالا توي كنكور

كارشناسي مانده ايم ( البته شخص شخيص بنده هيچگاه در چيزي نمي مانيم ، يعني چيزي جرات

مقابله با ما را ندارد . )

 همين چند روز پيش با خود جناب فيثاغورس داشتيم چت مي فرموديم و به ايشان گفتيم كه مگر

 پايت به اينجا نرسد وگرنه ما مي دانيم با تو ، و جناب مرتاض گفتند كه : اگر قول بدي حداقل ۴ تا دونه

گوجه فرنگي بدي كه با بچه ها ( منظورشان از بچه ها همون افلاطون و سقراط و ابو علي اينا و اونا

بود . ) املت كه في الواقع به غذايي شاهانه تبديل شده بخوريم ، من هم قول مي دهم كه رياضي رو يه

 جوري براي همون روز كنكور تو مغزت فرو كنم.

ما هم بسي ذوق فرموديم و قرار شد پس انداز يكسالمان را جمع كنيم تا بتوانيم ۴ تا طلاي قرمز براي

ايشان بخريم و باز هم فرت و فرت ذوق مي فرماييم و خبيثانه مي خنديم (ياه ، ياه ، ياه )

                              ***************************************

فيثاغورس كاشف و باني علم رياضي و در واقع علوم و تمدن اروپايي يك صوفي مرتاض و قديسي صاحب

شريعت و آييني ويژه است كه در سده پنجم قبل از ميلاد در يونان به عنوان يك پيامبر و قديس

 شناخته مي شد و او را پسر آپولون مي دانستند .

                           *****************************************

في الواقع در اين فكر هستيم كه عجب اعجوبه اي بوده اين جناب مرتاض ولي هر چه باشه به پاي بنده

 نمي رسه ! مي گيد نه ؟ مگه جرات داريد كه بگين نه !! ( ياه،ياه،ياه )

ghoorbaghe ei be esme riazi!!!

+ داد زده شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 16 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


ااا...آخه این اهالی بلدیه گوگل از نوع earth  چه موجوداتي هستند! شخص شخيص بنده از آنجايي

كه تعصب خاصي به اين مملكت پر از تاريخ و تمدن و به خصوص جناب شاه شاهان كوروش كبير و زير

مجموعه هايشان ( البته تا داریوش سوم ) داريم نمي توانيم تحمل كنيم. فكر كنيد يه موجوداتي

 راست ، راست توي چشمانمان نگاه كنند و بگويند خليج ... نه خليج هميشگي پارس !!!

ما طي مطالعاتي كه در تاريخ داشتيم برايمان مستند است كه همين شخص كورش شاه خليج پارس

رو براي آيندگان به ارث گذاشتند . ما هم طي سفري كه به بلديه خارك داشتيم در آنجا آثاري از دوران

پارتيان و ساسانيان را ديديم كه داشتند بدون مراقبت تخريب مي شدند .

و اين هم عكاسي بنده از اين خليج آرام و زيبا ز بلاد خارك :  khalije pars

+ داد زده شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 16 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


 

نیاکان ما ایمان داشتند به اینکه آتش که درون آدمی را از آلودگی پاک می کند جز اشا ( راستی ) نیست

که از راه اصول سه گانه :

                                اندیشه نیک (هومت )

                                گفتار نیک ( هوخت )

                                و کردار نیک ( هورشت )

بدست می آید .  ( گفتاری از اوستا )

+ داد زده شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 11 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |


***********************تولد*تولد*تولدم مبارک***************************

 

jabe 30ah

فی الواقع امروز وبلاگمان قدم در این دنیای برقی ( با کلاس ترش همون الکترونیکی ) گذاشت ، و بدین

 خاطر در این دنیای پر از سیم و امواج جشن و سروری برپاست ، و ما همچنان ذوق می فرماییم (خبیثانه

می خندیم : یاه،یاه،یاه ) !!!!!!!!!!!!!!!!!

اینجانب م.ف یا همون جعبه سیاه هستیم که در نیمه اول ماه زیبای مهر ، سال یکهزار و سیصد و شصت

 و شش دنیا و به خصوص تهران را منور فرمودیم و بسی خیلی زیاد جهانیان را شگفت زده کردیم!

( همانگونه که به سمع و نظرمان رسیده ) تمام موجودات کل کهکشان و انسان های سراسر گیتی به

 خاطر این روز فرخنده به هم تبریک می گفتند و شیرینی می دادند همی! ( دوباره ذوق می فرماییم

یاه،یاه،یاه ) و امیدواریم قدممان در این دنیای برقی هم خوب باشد، البته که هست!!!!!!!!!!

ما دیگر می رویم تا بیشتر از این ذوق نکنید.......

.

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمممممممممممممممماااااااااااااااااااااااااااااااااا

.

بر می گردیم ، حتما

.

پس    سسسسسسلللللللااااااااااممممممممممم

+ داد زده شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 15 توسط یک دختر کاملا اصیل پارسی |



 



Design by : Night Skin












درخواست کد آهنگ

قالب های  wtm